تبليغاتX
شبانه

اشک و لبخند

اينم شعر خودم:

 

 

تفاوت ها را در يك نگاه مي جست

تفاوت ميان زيستن و زندگي كردن را

و درك تقارن زيباي اشك و لبخند را آموخت

ياد داد

هميشه بودن را، اما

روزگار مجالش نداد...

 

سوگند خورد به اشك و لبخند

به واژگان مقدس مهرآموزي و ..شب و شعر

كه اگر از ته دل صدايش كنيم

بازخواهد گشت

مطمئن باش...!


 

nightly girl یلدا در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 22:56 موضوع | لینک ثابت


با شاعران

بازم سلام...

ميبينيد كه اينجا شعر انگليسي هم پيدا ميشه.اين شعر زيبا رو گنجشك كوچولو(امير) گفته.يه ماشالا هم به ايشون بگين هم به آقا محسن.

 

 

How can I for get who is in my heart

چطور میتونم کسی که توی قلبمه رو فراموش کنم
how can I forget whom I like
چطور میتونم کسی که دوستش دارم رو فراموش کنم
how can I forget you
چطور میتونم فراموشت کنم
I want be with you
میخوام که با تو باشم
even this far way
حتی این مسیر دور
couldn’t make us away
نتونست ما رو از هم جدا کنه
how can my heart miss you
چطور قلبم میتونه احساس دوریت رو حس کنه
`
cause you are always in it
تو همیشه درونش (درون قلبم ) هستی
that’s always my eyes
این همیشه چشمان من هستند که
that’ll miss you all times
در همه ی لحضات دوریت رو حس میکنند
and my hands always with pick the pen
و دستانم همیشه قلم را برخواهد داشت
just to write for you
فقط برای اینکه برای تو بنویسد
and I will make all butterflies
و من همه ی پروانه ها را مجبور خواهم کرد
to bring my poems for you
که شعرهایم را برایت بیاورند
just for YOU
فقط برای تو

 

 

 

 

 

 

 


 

nightly girl یلدا در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 22:45 موضوع | لینک ثابت


با شاعران

سلام دوستاي خوبم

طاعات و عبادات قبول باشه.شهادت امير المومنين رو تسليت ميگم.اميدوارم تو اين شباي عزيز همتون حاجت بگيرين. حالا…قرار بود هركي دلش ميخواد اطلاع بده ، شعراش اينجا ثبت بشه. محسن عزيز به من اجازه داده شعرها و احساسات قشنگشو اينجا بذارم. اين شما ، اين محسن و شعر زيباي براي بي وفا بهتر جدايي

 

خودت گفتی  نگفتی  بی تو تنهام

نگفتی تو نباشی  سرده  شبهام

نگفتی که نمیشه بی تو سر کرد

نمیشه از تو و چشمات گذر کرد

خودت گفتی نگفتی پیش من باش

برای من بمون آروم تن باش

به یادت مونده گفتی دل می میره

نباشی اطلسی بونه میگیره

نگفتی بی تو باغچه خشک و زرده

دلت از غصه ها لبریز درده

                   تو گفتی یادته اما نه انگار                 

دل تو نیست دیگه اون قلب تبدار

دیگه یادت نمونده عاشقی هات

فراموشت شده دلدادگیهات

اگه حدسم درست باشه یه جایی

یه عشق تازه ای هست و نگاهی

نگاهی که تورو از من گرفته

تموم یادم از یاد تو رفته

تو یادت مونده اما بی وفایی

برای بی وفا بهتر جدایی

برو اما اینو یادت بمونه

تو گیر و دار این دور و زمونه

فراموشم کنی اینجا خداهست

برای هر شکسته جون پناه هست


 

nightly girl یلدا در شنبه سی ام شهریور 1387 ساعت 22:34 موضوع | لینک ثابت


یه جلسه ی کوچولو

سلام به همه ي عزيزان

واقعا ممنونم كه به من سر مي زنيد.خواستم جواب دوست خوبم رو اينجا بنويسم :من اكثر شعرهام رو واسه يه نفر گفتم كه از بين ما رفته و يادش با ماست.شايد خيلي ها بدونن كيه ولي من ترجيح ميدم اسمشو اينجا نيارم. حالا بگذريم

اولی ها

دومی ها

سومی ها

صاحب نظران

مشکل شعرهارو بگین. انتقاد کنید.شعرای من مشکل زیاد داره چون روشون کار نکردم تا به شکل ایده آل در بیاد.فکر میکنم مهمترینش وزنش باشه. یه چیز دیگه: عزیزی که نظر داده بود یه چیزهایی درباره آقای اخوان ثالث گفته بود که من نفهمیدم منظورشون چیه.اگه بازم اومدن لااقل دوباره نظر بدن یا یه جوری(رک و پوست کنده) منظورشون رو بیان کنند تا سو تفاهمی خدای نکرده پیش نیاد.

مدیریت شبانه

 

 


 

nightly girl یلدا در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 11:3 موضوع | لینک ثابت


مهمان

انتها نداشت

تعبيرش نمي شد كرد

صداقت را آورد و ...

     انگار مهمان بود و كس ندانست   

 

عاشق بود

همه چيز و همه كس را به عشق نسبت مي داد

شكفتن را ثابت كرد و رفت

    انگار مهمان بود و كس ندانست  

 

آبي بود

خلوص خاصي داشت

زندگي را نقد كرد و رفت

    انگار مهمان بود و كس ندانست

 

همه را حيران كرد

ناخوانده نيامد كه ناخوانده رود

تنها گذاشت...

        تنها گذاشت...

                  تنها گذاشت...

انگار مهمان بود و كس ندانست



 

nightly girl یلدا در جمعه بیست و نهم شهریور 1387 ساعت 10:35 موضوع | لینک ثابت


زندگي زيباست

در بوته ي خيال به انتظار باش

روزي باز خواهم گشت

          با تبلوري از سكوت

 

-آسمان را بنگر و ياد مرا در ياد ها زنده كن- و با برق نگاهت

آنچنان كه آفتاب را نابينا كني

      آفتاب ارزش آن همه عظمت را ندارد

 

در پي ام باش

شايد باشم

   ... فرسنگ ها زير زمين

 

    در انتظارم بمان

:اما بدان

من نيز باز نگشتم زندگي زيباست

             ... با همه ي تلخي ها


 

nightly girl یلدا در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 11:49 موضوع | لینک ثابت


تا هميشه باقي

به ياد یک نفر...

کوچه ی خلوت شب حاکی از حرم نفسهایش بود
آنکه زیبایی را مدیون عشق و رویایش بود
عاقبت هم در شب در میان نرگس نورس یلدا آرمید
تا که در سردی شب
محو همگامی با دلبر زیبایش بود

تک کسی بود که شب پژمردن یاس, آغوش مولا علی آرام گرفت
تا به سرای ابدی جای گرفت
طلبیدندش که ((تو همی دلشادی آنهمه مخلوق خدا را
کاخ تو در بهشتی پای گرفت که
همگان نیمه شبها خواب می بینندش...))

او در آن زندگی روشن خود
ناکام نماند
بعد سفرش نامش هرگز گمنام نماند

نام او
غلتیده در نیلوفر و یاس
آمیخته ی عشق و مهر و احساس
-با وجود نور و انوار سپاس-
تا همیشه باقی ست...


 

nightly girl یلدا در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 ساعت 16:41 موضوع | لینک ثابت


تازه وارد

سلام. من يلدا هستم و اينجا هم وبلاگ منه.ميخوام اينجا شعرهامو جمع آوري كنم.هر كي هم دلش ميخواد ميتونه اشعار خودشو اين تو بذاره. خوشحال ميشم. خلاصه اين آي دي منه:

yalda498@yahoo.com

دوستان میتوانند به این ایمیل مطالب خود را پست کنند.برای اطلاع بیشتر به روزنامه های کثیرالانتشار مراجعه نمایید!!

مدیریت شبانه


 

nightly girl یلدا در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387 ساعت 16:20 موضوع | لینک ثابت